براي داشتن تصور روشني از اين كشورها بايد مساعي مسلمانان و يهوديان اين عصر را، به حساب آورد. اين مطلب در مورد اسپانيا شديداً صدق ميكند، جايي كه مساعي مسيحيان نسبتاً ناچيز بود، حال آنكه مجموع كوششها وسعت چشمگيري داشت. در آن هنگام، اسپانيا ممتازترين كشور اروپا بهشمار ميرفت.
به همين ترتيب، گزارش ما دربارهٴ ايتاليا ميتواند شامل ادريسي در سيسيل و اسحاق بن ملكيصدق در آپوليا باشد. در مورد دو كشور ديگر، يعني فرانسه و آلمان فقط بايد يهوديان را در نظر داشت، نه مسلمانان را. يهوديان پرونس در رشد ميهن ثانويشان نقش بسيار مهمي ايفا كردند. از بيستودو فرانسوي كه در اين فصل از آنها بحث شد، سيزده تن مسيحي بودند و نه تن يهودي؛ اگر فقط جنوب فرانسه را ملاحظه كنيم، خواهيم ديد كه از سيزده تن، نه تن يهودي هستند، و فقط چهار تن مسيحي، سهم مساعي يهوديان در آلمان خيلي كمتر بود؛ فقط دو يهودي در برابر هشت مسيحي.
اكنون به مسيحيان اروپا توجه ميكنيم، و هنگامي كه از كشوري به كشور ديگر ميرويم با فرق فاحشي مواجه ميگرديم.
سه كشور مهم اروپاي مسيحي عبارت بود از ايتاليا، انگلستان و فرانسه. آثاري كه دراين كشورها تأليف شد، و من مجال ذكر آنها را داشتم، همگي به لاتيني بود. در سه كشور ديگر ــ آلمان، اسپانيا و اسكانديناوي ــ آثار تازهاي را بهزبانهاي محلي ميبينيم، ايسلنديان فقط بهزبان ايسلندي نوشتند؛ اسپانياييان
حماسهٴ ال سيد را ساختند؛ آلمانها دايرةالمعارف آلماني و اصطلاحات علمي هيلدگارد را عرضه كردند.
وقتي از زبان به موضوع عطف توجه كنيم، باز هم اختلاف بيشتر ميشود. اغلب مترجمان(6 نفر از 8 نفر)، و پزشكان (8 نفر از 11 نفر) ايتاليايي بودند. بدينترتيب، اين دو جنبهٴ اساسي نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم ــ به وام گرفتن عناصر عربي و يوناني براي ايجاد فرهنگي تازه، و رشد مكتب سالرنو، يعني قديميترين مدرسهٴ طبي اروپا ــ بيشتر مرهون نبوغ ايتالياييان بود.
همچنانكه ميتوان انتظار داشت، اين هم ايتالياييان ــ پيتروي پياچنزايي و واكاريوس ــ بودند كه حقوق مدني را پس از آنكه همميهنانشان در نيمهٴاول سدهٴ دوازدهم، بار ديگر، احيا كردند، بهساير كشورها بردند. با اينهمه بزرگترين كاميابي در زمينهٴ حقوق و جامعهشناسي از آنِ ايتالياييان نبود، بلكه به انگليسيان تعلق داشت: به جان ساليسبوري، و رانولف گلانويلي.
اصيلترين فيلسوف، يك راهبهٴ آلماني بود به نام هيلدگارد. تنها صاحبنظر موسيقي هم يك آلماني بود، به نام فرانكوي كُلُنْيْ.
بزرگترين جغرافيدان مسيحي، و تنها اخترشناس بهترتيب ويلزي و انگليسي بودند: جرالد ويلزي و راجر هرفردي.